همایش شیرخوارگان حسینی
هر سال اولین جمعه ماه محرم این همایش برگزار میشه .نی نی های زیادی همراه مامانشون تو این همایش شرکت میکنند و با مادر حضرت علی اصغر همدردی میکنند. دیروز صبح تو برخلاف همیشه صبح زود بیدار شدی و من هم خوشحال شدم که میتونیم زودتر بریم . وقتی به سالن نیروی انتظامی که محل برگزاری برنامه بودرفتیم جلوی درب ورودی به نی نی های شیرخواره یک دست لباس سبز میدادندکه من هم برات گرفتم و به داخل سالن رفتیم . بعد از چنددقیقه خاله شون هم اومدند و تو تا اونها را دیدی گفتی حیسین ( البته از همون روز حسین گفتنو هم یاد گرفتی ) بعد از سخنرانی و مداحی گهواره نمادینی از گهواره حضرت علی اصغر آوردند که به همایش حال و هوای دیگه ای داد . تو هم کم کم خوابت گرفت و تو بغل...
نویسنده :
مامان و بابا
14:13
خدا را شکر
فرشته کوچولوی ما خدا راشکر که تو پیشمونی . از روزی که تو پا تو دنیای من و بابا گذاشتی زندگیمون خیلی عوض شده . خدا را به خاطر داشتنت شکر میکنیم . روز به روز از بزرگ شدن و خانوم شدنت لذت میبریم و شاهد کارهای قشنگت و شیرین زبونی هات هستیم .تو برکت خونه مایی . خیلی دوست داریم و امیدواریم من و بابا بتونیم پدر و مادر خوبی برات باشیم و از این نعمت الهی خوب مراقبت کنیم . از خدا هم میخواهیم تا همیشه مواظب فرشته کوچولوهای زمینیش باشه . خدایا ازت ممنونیم ...
نویسنده :
مامان و بابا
14:52
شعر عمو عمو زنجیرباف
گل دختر مامان شعر عمو زنجیر بافو خیلی دوست داری و دائم تو خونه راه میری و میگی عمو عمو . یعنی از ما میخوای که این شعر و برات بخونیم و تو هم خیلی قشنگ جوابمونو میدی عموم عمو زنجیر باف بلی زنجیر منو بافتی بلی پشت کوه انداختی بلی بابا بابا بابا اومده چیچی آورده ...
نویسنده :
مامان و بابا
9:07
سلام بر حسین
عزیز دل مامان یاد گرفته هر وقت آب میخوره به امام حسین سلام میده و میگه حیسین سلام. الهی قربونت برم با اون زبون شیرینت هر وقت هم که غذا میخوریم و بهت میگم خدا را شکر کن دستهای کوچولو و خوشکلتو به سمت خدا میبری و میگی حیسین سلام . چند روز پیش هم که بابا امتحان نظام مهندسی داشت وقتی از خواب بیدار شدی بهت گفتم واسه بابا دعا کن . تو هم فوری دستاتو بالا بردی و گفتی حیسین سلام . انشاء الله با این دعای قشنگی که تو واسه بابا کردی تو آزمونش قبول بشه . ...
نویسنده :
مامان و بابا
8:57
کوثر و تخته مغناطیسی
عسل مامان مثل خیلی از نی نی ها عاشق دفتر و مداد. برای همین چند شب پیش باباعلی برات یه تخته خرید تا روش نقاشی کنی . بابا با حوصله تمام طریقه نقاشی کشیدن و پاک کردنو بهت یاد داد . تو هم از این هدیه خیلی خوشت اومد و دائم خط خطی میکردی و بعد خودت پاکش میکردی . قربون دختر گلم برم ...
نویسنده :
مامان و بابا
8:27
ماه محرم آمد
السلام عليكم يااباصالح المهدى (عج)السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده(ياصاحب الزمان آجرک الله) السلام علیک یا ابا عبدا... الحسین ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . امروز اولین روز ماه محرمه و دومین محرم زندگیت . البته محرم امسالت با سال قبل خیلی فرق میکنه چون امسال کربلایی شدی و قدم به قدم با ما تو سرزمین کربلا بودی . خوش به سعادتت دختر گلم . همه عمر بر ندارم سر از اين خمار و مستي که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي واقعاً این شعر برای توست . مطمئناً قبل از اینکه پاهای کوچیکتو توی دنیای ما بذاری حضرت علی اصغ...
نویسنده :
مامان و بابا
8:05






