چند روز قبل از تولد
به نام خدا
دختر گلم ميخواهم از چند روز قبل از تولد برات بگم . ما روز 13 خرداد كه مصادف با تولد حضرت فاطمه (س) بود برات جشن سيسموني گرفتيم چه روز قشنگي همه فاميل جمع شدند و كلي خوش گذشت . خيليها براي ورودت لحظه شماري ميكردند مخصوصا من و باباعلي و باباجون حسن كه منتظر بود ببينه آيا خدا بهش يه دختر گل ميده . دكترت گفته بود كه احتمالاً تو 21 تيرماه به دنيا ميايي . 14 تيرماه من رفتم سونوگرافي و دكتر گفت تا يك هفته ديگه كوچولوي نازمون به دنيا مياد اما دختر گلمون روز 15 تيرماه پا به دنياي ما گذاشت و زندگي جديد من و بابا علي با ورودش شكل گرفت.

تولد پرنده كوچولوي بهشت مامان و بابا
ميوه باغ زندگي من و بابا علي روز سه شنبه 15/04/1389 ساعت 35/13 دقيقه به دنيا اومد دختر گلمون با اومدنش يه دنيا شادي برامون آورد ساعت 17 بود كه باباعلي دختر نازشو ديد و خدا را به خاطر اين رحمت بزرگ شكر كرد . آره دختر گلم تو با اومدنت بهار پر گل و برامون آوردي .
وفتی فرداش بابا من و تو را خونه آورد همه منتظر بودند تا بفهمند اسمت چیه . باباعلی یه زنجیر و پلاک به اسمت گرفته بود که اونو گردنت کرد و بقیه متوجه اسم قشنگت شدند و به ما تبریک گفتند.



چند روز قبل از تولد
